X سایت تفریحی و عاشقانه | بستن تبلیغات
تبلیغات
داستان ووو مطالب جالب و خنده دار2015

یـــــک عــــــشـــــق

محل تبلیغ شما هفت اسمان چت
طراح جوان صفا سیتی 

منو کاربری

ارسال مطلب ویرایش پروفایل پنل کاربری صندوق پیام ارسال پیام پیام های ارسال شده تالار گفتمان خروج

داستان ووو مطالب جالب و خنده دار2015

ا

درد دل یک خر2014

روزی خری ز صاحب خود شِکوه کرد و گفت:
آخر منِ فلک زده کافر که نیستم


در گوشه و کنار برِ غیر و آشنا
دشنام‌ها که می‌دهی‌ام، کر که نیستم

دردا ز دردِ سیخُنک و ضربِ چوبِ تر
عصیان‌گر و اسیر و سبکسر که نیستم

صدبار زیر بار امانم بریده شد
در حمل بار دیزلِ خاور که نیستم

از خر فروش خود نه مگر خر خریده‌ای؟

صاحب خرا! برای تو استر که نیستم

من مرکبِ تو هستم و تو راکبی، ولی
مانند اسبِ سامِ دلاور که نیستم

با این بیان الکنِ خود از چه گویمت؟
نام‌آور و ادیب و سخنور که نیستم

اصل و نسب خرم، بله چون قاطرِ چموش
فرزندِ مادیان و خرِ نر که نیستم

هم مرکب سواری‌ام و هم حریفِ بار
مانند گورخر خرِ خودسر که نیستم

خلّاقِ این سپهر مرا خر بیافرید
از آفریدگار مکدّر که نیستم

با اجنبی‌پرست بگو: گرچه من خرم
اما مثالِ تو خرِ هر خر که نیستم

پشتم به زیر بار و خوراکم گیاهِ دشت
در بند کاه و یونجه و شبدر که نیستم

وقتی که نانِ وازده را می‌خورانی‌ام
بادام‌تر نمی‌شودم، خر که نیستم

یزدان مرا به نفع بشر آفریده است
بی بار و بَر چو شاخۀ عرعر که نیستم

گرچه برابر خرِ عیسی نمی‌شوم
در عین حال مثل بزِ گر که نیستم

نسلِ خرِ مسیحم و چون اُشترِ جمل
خدمتگزارِ دشمنِ حیدر که نیستم

آتش‌بیارِ معرکه  ی کَس نمی‌شوم
بیگانه‌کامِ قافیه‌پرور که نیستم

با حربه ی زبان که زبانم بریده باد
بر قلب دوست نیزه و خنجر که نیستم

با مجریانِ طرحِ حقوق بشر بگو
آری خَرَم، مثال بشر شر که نیستم

در مجمع طویله‌نشینانِ تک سُمی
اسبابِ ننگِ دامنِ مادر که نیستم

دائم پیِ سپردنِ میلیاردها دلار
در بانک‌های خارج کشور که نیستم

هرگز اسیر جذبه دنیا نمی‌شوم
چون آدمی پیِ زر و زیور که نیستم

در امتدادِ این همه کمبودِ اقتصاد
در گیر و دار دخلِ مکرّر که نیستم

نه فکر جمع مالم و نه فکر احتکار
در حسرتِ دلارِ شناور که نیستم

چشم طمع به ارثیۀ کس ندوختم
میراث‌خوارِ مورثِ دیگر که نیستم

آسوده‌خاطرم ز چک و سفته و برات
دل بسته ی سیاهه و دفتر که نیستم

دلّالِ خر! کرم کن و با خرخران بگو
محکوم چوبِ خَرکُشِ خَرخَر که نیستم

بهر خدا قشو کن و تیمار کن مرا
از گربه ی مادام کوری کمتر که نیستم

بانی! دعای خیرِ خران شامل تو باد
زیرا حریف هدیه ی بهتر که نیستم

حاج حسن بانی


 


 

یک عشق

 

 دو داستان کوتاه و مطالب جالب و خنده دار

 

تو خیابون یه مرد میانسالی جلومو گرفت , گفت
آقا ببخشید, مادر من تو اون آسایشگاه روبرو نگهداری میشه, من روم نمیشه چشم تو چشمش بشم چون زنم مجبورم کرد ببرمش اونجا, این امانتی رو اگه از قول من بهش بدید خیلی لطف کردید.
قبول کردم و کلی هم نصیحتش کردم که مادرته بابا, اونم ابراز پشیمونی کرد و رفتم داخل آسایشگاه, پیر زن رو پیدا کردم, گفتم این امانتی مال شماس, گفت حامد پسرم تویی؟
گفتم نه مادر, دیدم دوباره گفت حامد تویی مادر؟
دلم نیومد این سری بگم نه , گفتم آره, پیرزنه داد زن میدونستم منو تنها نمی ذاری,
شروع کرد با ذوق به صدا کردن پرستار که دیدی پسر من نامهربون نیست؟
پرستاره تا اومد گفت شما پسرشون هستید؟
تا گفتم آره دستمو گرفت, گفت 4 ماه هزینه ی نگهداری مادرتون عقب افتاده , باید تسویه کنید
حالا از من هی غلط کردم واینکه من پسرش نیستم ولی دیگه باور نمی کردن
آخر چک و نوشتم دادم دستش, ولی ته دلم راضی بود که باز این پیر زن و خوشحال کردم , هر چند که پسرش خیلی ... بود.
اومدم از پیرزنه خدافظی کنم تا منو دید گفت دستت درد نکنه , رفتی بیرون به پسرم حامد بگو پرداخت شد , بیا تو مادر!!! :)))

 داستان کوتاه و مطالب جالب 2014و خنده دار2014


ﺭﻭﺯﯼ ﺷﯿﺦ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﭼﻨﺪ ﺗﻦ ﺍﺯ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﻏﻨﯽ ﻭ ﻣﺎﯾﻪ ﺩﺍﺭﺵ ﺣﻮﺍﻟﯽ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﮐﺎﺝ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺩﻭﺭ ﺩﻭﺭ ﺑﻮﺩﻧﺪﯼ.
ﺗﯿﭗ ﺧﻔﻦ ﺷﯿﺦ ﺑﺎﻋﺚ ﺟﻠﺐ ﺗﻮﺟﻪ ﺩﺍﻓﺎﻥ ﺣﺎﺿﺮ ﺩﺭ ﻣﺤﻔﻞ ﺩﻭﺭ ﺩﻭﺭ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ. ﺑﻪ ﻧﺎﮔﻪ ﭼﺸﻢ ﻣﺒﺎﺭﮎ ﺷﯿﺦ ﺑﻪ (ﺩﺍﻓﯽ ﺍﺳﻤﯽ) ﺍﻓﺘﺎﺩ!
ﭘﺲ ﺷﯿﺦ ﺷﯿﺸﻪ ﺑﺮﻗﯽ ﺍﺗﻮﻣﺒﯿﻞ ﻣﺮﯾﺪ ﺭﺍ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺑﺪﺍﺩ ﻭ ﭼﺸﻤﮑﯽ ﻋﺎﺭﻓﺎﻧﻪ ﻭ ﺍﺯ ﺧﻠﻮﺹ ﺩﻝ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺣﻮﺍﻟﻪ ﻧﻤﻮﺩﻧﺪﯼ!
ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺧﻨﺪﻩ ﻣﻠﯿﺤﯽ ﺑﻪ ﺷﯿﺦ ﻧﺜﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩ! ﺩﺭ ﮐﻤﺎﻝ ﻧﺎ ﺑﺎﻭﺭﯼ ﺷﯿﺦ ﺍﺯ ﺩﺍﺩﻥ ﻧﻤﺮﻩ ﺗﻠﻔﻦ ﺧﻮﯾﺶ ﺍﺟﺘﻨﺎﺏ ﻧﻤﻮﺩﯼ!
ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﺧﺸﺘﮏ ﺑﺮ ﮐﻒ ﻣﺎﻧﺪﻧﺪ ﮐﻪ یاشیخ! ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﺁﻥ ﺑﮑﺮﺩ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺑﮑﺮﺩ!
ﭼﻪ ﺣﮑﻤﺘﯽ ﺩﺭ ﻧﺪﺍﺩﻥ ﻧﻤﺮﻩ ﺗﻠﻔﻦ ﺑﻮﺩﻧﺪﯼ که ﻣﺎ ﻫﻤﭽﻮﻥ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﭘﺮﺳﺖ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟﺎﻫﻠﯿﻢ!؟
ﺷﯿﺦ ﺷﯿﺸﻪ ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﺑﺪﺍﺩ ﻭ ﺻﺪﺍﯼ ﺿﺒﻂ ﮐﻪ ﺁﻫﻨﮓ (ﻧﺎﺭﯼ ﻧﺎﺭﯼ ﻧﺎﺭﯼ) ﺑﻮﺩ ﺭﺍ ﮐﻢ ﻧﻤﻮﺩ ﻭ ﭘﺎﺳﺦ ﺑﺪﺍﺩ:
هماﻧﺎ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﺁﻫﻦ ﭘﺮﺳﺘﻨﺪ!
ﺁﻥ ﺩﺍﻑ ﺍﺳﻤﯽ ، ﺍﺯ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻣﺮﯾﺪ ﺑﺮ ﻣﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﺯﺩ. ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺎ ﭘﯿﮑﺎﻥ67 ﮔﻮﺟﻪ ﺍﯼ ﺧﺴﺘﻪ ﯼ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﺒﺮﯾﻢ ﺗﺎﺯﻩ ﻫﻮﯾﺖ ﻭﺍﻗﻌﯿﺶ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻣﯿﺸﻮﺩ!
ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﭼﻮ ﺍﯾﻦ ﺳﺨﻦ ﺑﺸﻨﯿﺪﻧﺪ ، ﺑﻪ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﺣﺮﻭﻑ ﺍﻟﻔﺒﺎ ﺍﺯ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺑﮕﺸﺘﯽ ﻭ ﺩﺳﺖ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﮐﻼﻍ ﭘﺮ ﮐﻨﺎﻥ ﺗﺎ ﺍﺗﻮﺑﺎﻥ ﺻﺪﺭ ﺭﻓﺘﻪ ﻭ ﺍﺯ ﺧﺮﻭﺟﯽ ﺍﻭﻝ ﻭﺍﺭﺩ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺷﺮﯾﻌﺘﯽ ﺷﺪﻧﺪﯼ ﻭ ﺍﺯ ﭘﻞ ﺭﻭﻣﯽ ﺑﻪ ﻗﯿﻄﺮﯾﻪ ﺭﺳﯿﺪﻧﺪﯼ ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺣﻠﻘﻪ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺑﺎﻗﯽ ﻣﺎﻧﺪﻧﺪ

 


 

 داستان کوتاه و مطالب جالب 2014و خنده دار2014

يه سوال كه ذهنم رو خيلي مشغول كرده اينه كه :
چرا خانوما رشته مامائي دارن ولي آقايون رشته بابائي ندارن




مشتري: اين كت چنده؟
فروشنده: یک میلیون تومان
مشتري: واي! اون يكي چنده؟
فروشنده: واي واي!!




الان كارمون به جايي رسيده زمان خاتمي برامون يه چيز در حد زمان شاه شده!




دقت كردين همه مجري هاي صدا و سيما دوست دارن بيشتر در خدمت مهمان برنامه باشن اما وقت برنامه اين اجازه رو بهشون نميده ؟




تا حالا دقت كرده بودين تام و جري تمام مدت لخت بودن اما وقتي ميرفتن لب ساحل شورت پاشون مي كردن !؟




يعني انقد كه تو 20:30 گفتن اروپا قحطي و بدبختيه انتظار داشتم تو يورو 2012 با توپ پلاستيكي و شــورت مامان دوز بيان تو زمــين




سالها گذشت و گذشت و گذشت و سانديسها كماكان توليد شدند و توليدكنندگان نوشتند از "اينجا" باز كنيد و مردم همچنان از "آنجا" باز ميكردند!




همچين ميگن چوب خدا صدا نداره انگار بقيه چوبا اكو به خودشون وصل كردن ترانه هاي درخواستي پخش ميكنن !




كلاس دوم دبستان بودم. با خوشحالي دست تو نمرم بردم و 9 رو كردم 19 بردمش پيش بابام گفتم 19 شدم جايزه ميخوام..اونم گوشم رو گرفت و گفت حالا برا 91 ای كه گرفتي چي ميخواي....؟!!



قديما لامپارو روشن ميزاشتيم ميرفتيم مسافرت كه دزد فك كنه يكي خونست ... الان هر جوره حساب ميكنيم لامپارو خاموش كنيم و دزد بزنه به صرفه تره




يارو اومده تو پيج سهراب سپهري پست گذاشته:
"آقاي سپهري من عاشق شما و شعراتونم شب ها با شعرهاي شما و چشم خيس به خواب ميروم، چشمهارا بايد شست جور ديگر بايد ديد..."
حالا تا اينجاش اشكال نداره ، دو روز بعدش كامنت گذاشته زير پست خودش كه:
..." آقاي سپهري تورو خدااااااااااا جواب مرا بدهيد حتي يك سلام




يعني اگه اون همه اشكي كه من پاي آهنگ‌هاي داريوش ريختم، پاي دعاي كميل ريخته بودم، الآن يه برج شونصد طبقه تو بهشت داشتم واسه خودم!!!



اين روزا دختر و پسرها از عشق و دوستي هيچ نفعي نميبرند اونايي كه منفعت ميبرند: رستورانها ، كافي شاپ ها ، ايرانسل و همراه اوله



دانشمندان به يه نتيجه منطقي رسيدن:
از يه جائي‌ به بعد بحث كردن ديگه فايده ايي نداره،بايد فحش بدي !




يكي از شباهتهاي اكثر خانومها اينه كه طرز تهيه انواع استيك و ژيگو رو از برنامه آشپزي دنبال مي كنن
آخرش شام همون كوكو سبزي رو درست ميكن
 


دوستِ عزيزي كه سعي داري با دهن بسته خميازه بكشي…
چه كاريه واقعاً ؟ ! جاش سوراخاي دماغت باز مي شه خب




سال ها براي برابري زنان و مردان تلاش كرديم و بالاخره توانستيم حق مش كردن مو،سوراخ كردن گوش و برداشتن ابرو را به آقايان تقديم كنيم!



ديــكتــاتــور كيــست؟
ديــكتــاتــور اون بچّه ي دو سالـــست كه بيست نــفــر مجبورند به خاطــر اون كــارتون نــگاه كنــنــد




اگه كسى براى چهارمين بار چيزيو تكرار كرد و شما بازم نفهميدى چى داره ميگه...
يه لبخند ژكوند بزن، چند ثانيه نگاش كن، حــَله
طرف خودش ميفهمه تعطيلى!




غضنفر تا ده سال براي مادرش عزاداري مي كرد . بهش ميگن : آخه چقدر گريه مي كني ده سال گذشته . ميگه : آخه هر وقت يادم ميفته كه موقع خاكسپاريش چه دست و پايي ميزد جيگرم آتيش مي گيره



يارو صبح تا شب تو خيابون مخ ميزنه، شب تا صب تو فيس بوك...
بعد ميگه دنبال نيمه گمشده ام ميگردم!!
آخه لامصب پازل هزار تيكه هم بودي تا حالا تموم شده بود!!!




اونايي كه در جواب حرفت ميگن"هر جور راحتي"
بايد با جفت پا بري تو صورتشون تا بفهمن چطوري راحتي




ولم كن تا ولت كنم!!! . . . . جمله اي استراتژيك در زمان دعواهاي بچگي!!




تو انتشارات دانشگاه يه دختره در فلشش رو گم كرده بود بعد آروم از من پرسيد : ببخشيد اگه فلش سر نداشته باشه ويروسي مي شه؟؟




تا حالا دقت كردين هميشه وقتايي كه با يكي ، شريكي چيپس يا پفك مي خوري ،هي توهم داري كه در حقت اجحاف شده ..!؟




طبق آخرين آمار، خانوم ها ۷۰٪ عمر خود را در جستجوي يافتن آدرسِ ” يه دكترِ خوب ” سپري ميكنند!




يه روز يه طوطي با يه خرگوش ازدواج ميكنه اگه گفتي بچشون چي ميشه؟

.
.
.
. بچه دار نميشن!! زندگيشون داره از هم ميپاچه....دعا كنين!!!




يك سايته نوشته بود: دولت عامل ايجاد گرانيها نيست. راست ميگه به خدا. من هم از اول سر اين قضيه گرانيها، به كارلوس كيروش مشكوك بودم...




ديروز تا تو تاكسي نشستم ديدم دوست پدرم عقب تاكسي نشسته، به روي خودم نياوردم كه ديدمش.
5 دقيقه بعد اومد كرايه رو حساب كنه و گفت: آقا 2 نفر حساب كنين لطفا!
من بسي خجالت زده دستشو گرفتم و كلي باهاش كشتي گرفتم كه: توروخدا شرمنده نكنين! آخه اين چه كاريه و اين حرفا...
بعد اينكه پولو داد دوباره يك كرايه ديگه هم حساب كرد و گفت: اين هم مال اين آقا!
تازه فهميدم دفعه ي اول كرايه ي خودش و پسرش رو حساب كرده بود ..!


می پسندم نمی پسندم

تعداد بازديد : 10228
تاریخ انتشار: چهارشنبه 04 تیر 1393 ساعت: 12:34
0 نظر

مطالب مرتبط

بخش نظرات این مطلب





دوستان و همکاران

با مرجع گرافیک دوست شوید !

محل لگوهای شما محل لگوهای شما محل لگوهای شما محل لگوهای شما محل لگوهای شما محل لگوهای شما محل لگوهای شما تهران گراف قالب گراف
تمامی حقوق سایت و قالب برای((یـــــک عــــــشـــــق)) محفوظ می‌باشد و هرگونه کپی برداری با ذکر منبع مجاز میباشد | کپی رایت 20144
طراحی و سئو: صفا سیتی ترجمه: صفا سیتی
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
n

کدستان

n